سيد محمد باقر برقعى
297
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
فتاد طوطى طبعم چو از نوا ، زان پس * ميان مجمع احباب ، يادگار تو باش در غم عاشقان اسير عشق مىداند ، غم عشاق مجنون را * دل پردرد مىداند ، عذاب قلب پرخون را ز اشكم مىشود غمگين ، كسى كاو همچو من هر شب * ز اشك خويش جارى مىكند صد رود هامون را در مرگ برادر « 1 » برادر ديده ، بستى ، قلب ياران سوختى ، رفتى * بما درس صفا و معرفت آموختى رفتى پس از داغ « حسين » مهربان از پا در افتادى * تمام عمر ، چون شمع شرف افروختى رفتى * * * نديدم در وجود و جان پاكت حرص دنيا را * بدوش خسته بردى ، ماتم نامردمىها را به آرامى ، صبورى ، بىريائى عمر سر كردى * در اين دنياى دون تنها نهادى ناگهان ما را * * * مزارت را به اشك ديده تر كرديم و برگشتيم * نثار محضرت خون جگر كرديم و برگشتيم خداحافظ ، تو تنها نيستى ، در قلب ما هستى * ز داغ رفتنت ، سر زير پر كرديم و برگشتيم
--> ( 1 ) - اشعار را خانم ايران باقرى براى برادر خود سروده است .